ارسال شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 - 1:43
امروز ما به قول خسرو جونمی مثه دو تا کارگر روز مزد کار کردیم
از ساعت 10 صبح تا 5 بعد از ظهر
البته بیشتر خراب کردیم همه چیزارو 
اول ماهم خونه رو جارو کرد من موکتا رو جمع کردم
بعد سه تا کمد چوبی بی خودی تو حیات خلوت بود خسرو جونمی همه رو تیکه پاره کرد
که با چوباش کمد دیواری هامونو طبقه بندی کنیم
بعد اومدیم تو اتاق همه گچ بری هارو کندیم و ریختیم تو گونی
همه چیرو خراب کردیم تا ساعت 5
خیلی خوف بود یه کم خیالم راحت شد
آخه احتمالا از هفته دیگه اگه مشکلی پیش نیاد میریم جهاز خرون
بعد میخواهیم حداقل اتاق خوابارو آماده کنیم که جهازو بذاریم اونجا تا بقیه جاها درست شه و بچینیم
اتاق خوابام یه رنگ میخواد و طبفه بندی کمد و موکت که موکت میمونه بعد از همه کارای خونه
آخـــــــــــی ماهم کلی خسته شد همه کارارو کرد
من جمع و جور میکردم
فکر کن کل وسایل اون سه تا کمدو تو یه کارتون تلویزیون جادادم همه رو ریختم دور واسشون

وسایلای بچگی خسرو جونمی رو هم با هم دیدیم نازی
فراره اگر شد عید عروسی کنیم اگر نشد اردیبهشت
ببینیم خدا چی میخواد فعلا که خوبه خوش میگذره
دیروز از طرف دانشگاه کاردانیمون جشن فارغ التحصیلی گرفتن برامون رفتم دوستامو دیدم آخــــــــی یکی از بچه ها نی نی داشت انقدر ناز بود
یچه های کاردانیمونو دوست داشتم بهتر بودن دوستای خوفی داشتم ولی اینجا رو اصلا دوست ندارم
خوش گذشت
دیگه الان دغدغه ام اینه که خونه رو سرامیک کنم یا پارکت یا از این موکت جدیدا هر کاری میکنم میبینم پارکت دوست دارم ولی خونومون گنده بکه اگه پارکت کنم همش که فرش نیست بعد مهمون بیاد کجا سفره بندازم؟!!
باز موکتو میشه کاریش کرد موندم دیگه اصولا همش موندم تو این چیزا
ولی خدا کنه زود تر کارا شروع شه خیالم راحت شه
دیگه همین دیگه باز نزدیک 4 شنبه شد نمیدونم چرا روزای دیگه زود میگذرن ولی این سه روز دانشگاه دیر اه اه 9 هفته دیگه باید برم
خدای مهربون اون روز آقاهه زنگ زد واسه اجاره مغازمون من کلی ذوق کردم گفتم خدا چه زود جوابمو داد مطمئن بودم میشه چرا نشد پس
چرا نیومد
؟
خدا جونم چرا هر بار بهمون امید میدی ولی نمیشه
؟
هوم؟ ولی بازم از خودت میخوام
خدا جونم مرسی![]()

واسه ی این دل تنها ، تویی عشقم تویی جونم
اگه قلب من شکسته ، اگه سردم اگه خستم
اگه می بینی که تنهام ، دل من به پات نشسته
اگه خورشید غروبم ، بی تو سرد و بی فروغم
وقتی هستی با تو شادم ، نمی ره عشق تو یادم
نمی خوام تنها بمونم ، باز می خوام از تو بخونم
واسه ی این دل تنها ، تویی عشقم تویی جونم















































