تبليغاتX
×خدای ماه و ستاره×
 
×خدای ماه و ستاره×

×تنها تویی تنها تویی در خلوت تنهاییم×

 
 
....
روزگارم نمیتونه دیگه تو رو از من بگیره
ارسال شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 - 16:35
 

هه هه خوب چي كار كنم وقت نميكنم بيام

كاري هم ندارما ولي هي نميشه بيام بنويسم

اصلا وقتي تنهام دلم نميخواد هيچ كاري بكنم اين روزام كه همش تهنام خيلي سخته من نميدونم اونايي كه همسراشون  سركار هستند روزا چي كار ميكنن

كلي كار هستا ولي من هيچ كاري دلم نمي خواد فقط ميشينم پشت كامپيوتر عكسامونو ميبينم

امروز صبح ساعت 6 سر راه از كرج به تهران  يه سري سرويس ديديم كه كارمندا رو ميبرن ميخواهيم اگر بشه باهاشون صحبت كنيم اگر مسيرشون به كار خسرو جونمي ميخوره با اونا بره

الان با ماشين ميره با مترو هم خوبه ها ولي سخته شلوخه اگر سرويس جور بشه خيلي خوب ميشه راحت ميخوابه تو سرويس اگرم نشه كه مترو

چون اينجوري كه با ماشين بري هم خسته ميشي تو ترافيك  هم من سكته ميكنم تا برسي

خدارو شكر اين آقا ريسه انگار از خسرو جونمي خوشش اومده خداييشم كارش خوبه ديگه كي ميخواد پيدا كنه  بهتر تو ماه من

تنها مشكل درس خوندنه كه بايد باهاش صحبت كنيم ببينيم چي ميگه

خدايا خودت كمك كن قبول كنه يه روز در هفته مرخصي بده واسه درس

 بعد ديگه خبر اينكه بابايي خسرو همه ديوارا و سقفاي خونمونو بتونه كرده گناهي تهنايي اين همه كار دستش درد نكنه

نميدونم اصلا كي وقت ميشه بريم كابينت ببينيم

اينايي كه كارمندن چه طوري ميرن به كاراشون ميرسن؟

شايدم ما هنوز عادت نكرديم

قرار شده كارش كه قطعي شد يه وب كم بزنه به كامپولوترش من از خونه  ببينمش دلم تنگ نشه

خسرو جونمي كه از سر كار مياد بعضي از روزا ميمونيم خونه ما بعضي از روزام ميريم كرج واي انقدر ساعت 5:30 6 ترافيكه

ما هم ميشينيم تو ماشين حرف ميزنيم تا خود كرج خسرو جونمي مو به مو همه اتفاقاي تو شركت رو برام تعريف ميكنه خيلي خوبه انگار منم اونجا بودم

بعد يه كاري هم جديدا ياد گرفتيم اين دستگاه ها هست كه ميزنن به فندك ماشين با فلش آهنگ ميخونه اونا يه موجي ميفرستن به راديو

حالا اگر راديو رو روي اون موج بذاري هر كي از اون دستگاهه داشته باشه تو ميشنوي چه آهنگي گوش ميده منم فضول

ما هم  راديو ميذاريم رو اون موج هي آهنگ بقيه ماشينا رو گوش ميديم ميخنديم

انقدر باحاله انگار كلي آهنگو ريميكس كردن با هم آهنگ هايده با بنيامين قاطي ميشه  كردي با تركي  خيلي خنده داره بعد  هي فكر ميكنيم اين آهنگه مال كدوم ماشينه آهنگ كاميوني آهنگ پيكاني

خيلي خنده داره امتحان كنيد  فقط راديو رو بذاريم رو كانال 8750

 خسرو جونمي مرسي كه با همه خستگي هات  وقتي مياي با انرژي مياي ميگيم ميخنديم

هر اتفاقي افتاده برام تعريف ميكني  به مامان كمك ميكني در حالي كه من اصلا كمك نميكنم

اون روز داشتم فكر ميكردم  به خودم به تو  به خدا به زندگيمون

 ديدم همه چيزايي كه دلم ميخواد دارم واقعا ناشكريه اگر بخوام گلايه كنم

من با تو خيلي خوشبختم و همه اين  هارو از خدا داريم

خدايا شكرت

دوستت دارم ماهکم

                                         


 
نويسنده ستاره

 


ما خونه کار زندگی
ارسال شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 - 16:37
 

خوب من بالاخره اومدم

عيد همه مبارك

خدارو شكر تا اينجا اوضاع كاري خوبه  خوب بوده

فقط خسرو جونمي از صبح ساعت 8 تا 5 بعد از ظهر بايد بره سر كار

من تهنا ميمونم

تازه الان كه خوبه مياد خونه ما  محل كارش تا خونه ما يه ربع راهه

وقتي عروسي بشه بريم كرج  فكر كنم ديگه 7:30 يا 8 برسه خونهzombismiley.gif : 46 par 25 pixels.

خسته ميشه گناهي

ولي خودش ميگه نه خسته نميشم

ولي خوب بازم خدارو شكر خيلي كار خوبيه

بقيه اش ادامه مطلب با همون رمز قبلي

 


ادامه مطلب

 
نويسنده ستاره

 


خدارو شكر
ارسال شده در یکشنبه هشتم آذر 1388 - 18:1
 

امروز اولين روز كاري  آقامونه

ديد ديريديد

قراره تو يه شركتي به عنوان مدير شبكه كار كنه خودش كه خيلي دوست داره

امرزو رفته قراره يك ماه آزمايشي باشه بعد استخدام كنه

خيلي خوشحالم خداجونم مرسي كمك كن اين يه ماه به خوبي بگذره

شما هم دعا كنيد دوست جونا

انشالله ديگه كم كم كارو بارمون بيفته رو روال

خدايا شكرت يه عالمه دو عالمه

خسرو جونمي و باباش كمد ديواري ها رو  درست كردن الان كمدامون آماده شده

قراره فردا بريم رنگ بخريم رنگ اتاق خواب ها رو بزنيم گچ كارم بياد

از طرفي يكي از دوست جونام گفته فردا بيا پيشم دلمم تنگ شده دوست دارم برم

ولي اگر نريم دنبال اين كارا فكر كنم دعوا بشه  ديگه چون هر روز انداختيم عقب نميدونم چي چار كنم

خدا كنه تند تند كارا جور بشه

فكر اين كه يهو عروسي بيفته تابستون اصبابممو ميريزه به هم

نه اينكه الان سختم باشه ها نه خوبه ولي دوست دارم از بلاتكليفي در بيايم بشيم خانوم و آقاي خودمون

دلم ميخواد ديگه ته تهش ارديبهشت عروسي بشه

خداي مهربون خودت كمك كن

خدا جونم

به خاطر همه خوبي هايي كه سر راهمون ميذاري شكر شكر

خداي مهربون به خاطر همه سختي ها هم شكر چون خودت دوباره آسونش ميكني ميدونم

خدايا هر كي اخلاقش بده اخلاقشو با ما خوب كن

خدايا بهم بازم صبر بده به دوتاييمون

خدا جونم  شكر شكر شكر

چشمهاي من منتظرن منتظر اومدنت

دلم ميخواد خونه من پر بشه از عطر تنت

صداي تو ، صداي تو ،صداي خنده هاي تو

منو مجبور ميکنن تاکه بشم فداي تو

براي من قشنگترين قصه عاشقونه اي

براي قصه گفتنم تو بهترين بهونه اي

ماه مهربونم عاشختم بيشتر از بيشتر از بيشتر

زودی بیا چه قدر روز اول کار طولانیه

خدا جونم مواظبمون باش

 


 
نويسنده ستاره

 


تا وقتی هستی ماه من .. نگاه به ماه نمی کنم
ارسال شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 - 19:55
 

ديروز از دانشگاه تنها برگشتم

تو كار داشتي منم گفتم امروزو خودم ميام تو به كارات برس

ولي انقد بد بود آدم دلش ميگرفت مخصوصا اين كه با يكي از بچه ها اومدن بي تربيت تو ترمينال توصف بليط بوديم يهو ديدم رفته دم تاكسيا داره سوار ميشه باي باي ميكنه با من!!!

منو تنها گذاشت بي ادب

ولي يه سري ديگه از بچه ها قرار بود بيان اونا يه 5دقيقه بعد اومدن تنها نموندم

ولي خيلي ناراحت شدم ازش بهش ميگم بيا با هم بريم من تنها نباشم يهو گذاشت رفت عجب!!!!!

ولي هي تو اتوبوس ميخواست اشكم بياد هي با خودم ميگفتم اگه خسرو بود الان داشتيم آهنگ گوش ميداديم حرف ميزديم ميخنديديم برام آب آورده بود هي دلم تنگ ميشد

يه پسرم هم از بيرون اتوبوس هي داشت با يه دختره تو اتوبوس حرف ميزد انگار اومده بود بدرقش منم حسوووود هي  دلم ميرفت پيش تو

ولي خوب بالاخره گذشت

نازي هي نگران بودي اس ام اس ميدادي تا من رسيدم خيالت راحت شد

امروزم كلاس نداشتم تنها بودم تا فردا عصر كه بياي دانشگاه دنبالم دوباره شاد و شنگول بشم

                                                     

وقتي نيستي اصلا نميدونم چي كار بكنم دلم به هيچ كاري نميره

وقتي نيستي  انگار يه چيزي كمه هي فكرميكنم يه كاري دارم انجامش ندادم 

تنها كاري كه دوست دارم بكنم اينه كه بشينم عكسامونو نگاه كنم ياد خاطره هامون بيفتم و شاد بشم

 يه عكستم گذاشتم بك گراند هي نگاش ميكنم

كاري كه امروز كردم همين بود! نه يه كار ديگم كردم صداتو گوش دادم اينو ...+

 نه حوصله درس دارم نه فيلم نه تي وي هيچي حتي آهنگم كم گوش ميدم

 دوست دارم زودي روزا بگذره تا تو بياي اون وقت انر‍‍‍ژي همه كاري و دارم

خلاصه كه اين خانوميت دلش گير كرده پيشت بدونه دلش هم نميتونه زندگي كنه!

زود زود بيا پيشم خوب؟

               

 بدون تو  كجا برم كنار كي بشينم

توچشماي كي خيره شم خودم رو توش ببينم

توكه نيستي به كي بگم چشاسو روم نبنده

به كي بگم يه كم نازم كنه كه بم نخنده

بدون تو با كي حرف بزنم دردت به جونم

تو اين دنيا به شوق كي به عشق كي بمونم

به جون چشمات از تموم اين زنگي سيرم

تو كه نيستي همش آرزو ميكنم بميرم

 

 راستي عزيزم خيلي خوشحالم كه داري تند تند كار ميكني اميدوارم به اين كاره ميدونم ميتوني خوب راهش بندازي و اينجوري ديگه اين يه مشكل كوچولومونم كم كم حل ميشه

دلم ميخواد زودي اون روز برسه كه ديگه كسي بهت  نگه اين كارت به درد نميخوره پول در نمياد ازش

من كه بهت اطمينان دارم

خدا هم كمكمون ميكنه انشالله

خوب ديگه برم!

خسرو جونمي من عاشختم

 وعاشق اين شعره كه برام تو پست قبل نوشتي واي دوستت دارم

تو چشمون سیات نرگس شیرازه عزیزم
لب ها و گونه هات برگ گل نازه عزیزم
دلم میخاد به پات هستی و عمرم رو بریزم
چه خوشبخت دلی که با تو دم سازه عزیزم

میدونــــی خاک پاتم، هلاک اون نگاتم..
تو آفتابی و من سایه ،که هر لحظه باهاتم..

تنت جام بلوره ، نگات چشمه ی نوره ، دل دیوونه ی من چه عاشق چه صبوره
بیا دردت بجونم ، بیا شیرین زبونم ، جدا از تو تومیدونی نمیتونم بمونم...
ستاره جونم :
چه میپرسی چجوری شب من روز میشه روزٍ شب ؛
چه میپرسی چرا برنمیدارم لب و از لب ؛
تو این دل خونه کردی ،تو منو دیوونه کردی ، منو مشتری هر شب یه می خونه کردی...

                                           

خسرو جونمي  عزيزم من هر چي دارم همش فداي  تو و عشق قشنگت

پ.ن:  دوست جونا  شماهايي كه كرج هستيد تالار خوب قشنگ تو كرج ميشناسيد معرفي كنيد؟ البته از اون خيلي گرونا نباشه!

پ.ن: خیلی دوست داشتم امروز عروسیمون بود روز ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه

 


 
نويسنده ستاره

 


مزه خوب خنده هات
ارسال شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 - 17:32
 

اخبار این هفته

هفته ای گذشت هیچ اتفاق خاصی نیفتاد

نه جهازی خریده شد نه خونه تغییری کرد

شهر در امن و امان

اصلانشم نمی خوام فکر کنم بهش

این هفته هم که  می گذره و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد

هی دیشب دلم می خواست آپ کنم ولی می گفتم چی بنویسم خوب؟

الانم همچنان نمیدونم چی بنویسم

اون دو تا پست قبلی اصلا اصباب نداشتما ولی الان خوبم

دیگه نگران نیستم یعنی هستما ولی نه اون همه

الان نگرانیم فقط اینه که زود پول جور شه کارا شروع شه

  بعضی وقتا فکر میکنم  نکنه وقتی بریم خونه خودمون مشکلاتمون بیشتر بشه

ولی باز میگم نه اون موقع خیلی چیزا بهتر از الان میشه

مثلا رابطم با مامان حتما بهتر میشه

راجع به این موضوع مامانم خیلی دلم می خواد با کسی مشورت کنم

ولی اصلا نمیشه هر بار می یام بنویسم پاکش میکنم عذاب وجدان می گیرم که از مامانم گله کنم اینجا

آخه به جز بعضی وقتا که از دستش ناراحت میشم اکثر مواقع خوب و مهرفونه

به قول ماه مهربون مامان و بابام خیلی خوب و تکن

مخصوصا بابا خیلی نازه

مامانم بعضی وقتا  یه ذره یه جورایی...

ولی خوب دلم یه راهنما می خواد چون خودم تو این 22 سال نتونستم کاری کنم

این دو تا نگرانی های این روزامه

بقیه چیزا خوبه

خسرو جونمی مثه همیشه مهرفونه و همش حواسش بهم هست

و همچنان در حال کار

خونمونو به احتمال زیاد اگه مشکلی پیش نیاد پارکت می کنیم

از چند نفر پرسیدم تو فروم هم سوال کردم  اونایی که داشتن راضی بودن

خیلی قشنگ میکنه خونه رو

تو رنگم هنوز مشکل حل نشده

و فکرم همش تو این چیزا می چرخه که تلویزیونو کجا بذاریم مبل و کجا؟

این فکرارم خیلی دوست دارم

خوب دیگه نمیدونم چی بنویسم

کلا پست هشت هف لکویی شد

 

وقتی هستی آسمون رنگ پریدن می گیره
دستای خسته ی من جرات چیدن می گیره

وقتی هستی نبض بودن توی دستای منه
دل دلِ ثانیه ها فاصله هارُ می شکنه
                           وقتی هستی! وقتی هستی! شاعرم
از بلند ترین درخت سیب بلندترم
وقتی هستی! وقتی هستی! با نگات
از تموم کهکشون دل می برم!

چشم تو فنجون قهوه س! منوُ بی خواب می کنه!
هُرم دستت ، حتا این کوه یخو آب می کنه!

با تو بودن عطر نارنجِ رسیده رو میده
عطر گلهایی که تو باغچه ی خونه دمیده!

با تو بودن فرصت دوباره عاشق شدنه
فرصت دوباره دیدن! فرصت شنیدنه

فرصت دیدن فالم توی فنجون چشات
فرصت چشیدن مزه ی خوب خنده هات
وقتی هستی! وقتی هستی! شاعرم
از بلند ترین درخت سیب بلندترم
وقتی هستی! وقتی هستی! با نگات
از تموم کهکشون دل می برم

 

پ.ن: 15 ماهگی عقدمونم گذشت مبارکمون باشه

        


 
نويسنده ستاره