تبليغاتX
×خدای ماه و ستاره×
 
×خدای ماه و ستاره×

×تنها تویی تنها تویی در خلوت تنهاییم×

 
 
....
بد شانسی=خوش شانسی :-o
ارسال شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 - 14:44
 

 

دنيارو عشقه اگه با هم باشيم

دنيا پر عشقه اگه بي غم باشيم

دنيا بهشته كنار هم باشيم

دنيا پر عشقه

دنيا بهشته

 

 

اين روزاي سال جديد همش كار پيش اومده برامون0019.gif

يه عالمه كار

منم همش دلم ميخواد اين كارا تموم شه خيالم راحت بشه همش فكرم مشغوله

ميدونم تموم ميشه آخرش ولي ميخوام تموم تموم بشه و هيچ كاري نمونه كه من به خسرو جونمي بگم واي خسرو جونمي فلان كار هنوز موندهblooba_016.gif

بعد برنامه بريزيم براي اون كار بعد دقيقا همون روز دوباره يه كار ديگه پيش بياد0011.gif

چه كار تو كاري شد

حالا توضيح ميدم

از قبل از عيد كه يه سري كارا مونده

يه سري دكتر بايد ببرم خسرو جونميمو واسه پليپ بيني واسه گوش  پوست و اين چيز ميزا

بعد براي ماشين بايد يه سري كارا انجام بديم

واسه وام ازدواج

واسه لپ تاپ و كيفشو و فلش و اينا

درس بايد بخونيم

مدارك دانشگاه

خسرو جونمي يه سري كارا بايد بكنه

و...

همه اينا هست باز هر روز يه كار جديد اضافه ميشه دلم ميخواد لا اقل اينا تموم بشه بعد كار جديد بياد0013.gif

 

ديروز  روز بد شانسي بود

 

اول: اطلاعات مشتري تو host  پاك شد بك آپ هم نداشتيم

دوم : كارت سوخت ماشين lock  شد

سوم : دزززززززززززززززززززززززززززززد اومد ضبط ماشينمونو دزديد0009.gif

 شيشه رو شكسته ضبط و برده البته پنل رو برده  تو داشبوردم به اسپري بود برده

من نمي دونم اسپري و چرا برده خسرو جونمي ميگه معتاد بود اسپري لازمش ميشه

من كلي آقا دزدر و نفرين كردم  مامانم كلي همسايمونو نفرين كرد (آخه نميذاره ماشينو ببريم تو پاركينك يه عالمه جا هستا مردك..) ولي خسرو جونمي ميگفت بايد ببينيم خودمون چه كار بدي كرديم تقصير خودمون بوده دزده رم ميبخشم

نازيييييييييييي به خدا

منم ميبخشمش

 

خلاصه روز يكشنبه اين سه تا اتفاق افتاد برامون

آخر بد شانسي بود نه؟

 

ديروز روز خوش شانسي

 

اول : مشتري host  آدم خوبي بود فهميد تقصير از ما نبوده گفت  من خسارتي از شما نميخوام

دوم :  فعلا خوش شانسي مورد دوم و حكمت خدا از اين موضوع رو نميدونمblooba_001.gif

سوم: آقا پليسه اومد گفت بريد ماشينو بيمه بدنه كنيد من براتون جور ميكنم پول ضبط رو بگيرين اينجوري به سودمونم ميشه blooba_007.gif

حالا بازم معلوم نيست كل پولشو بدن يا نه ولي خوب شانس آورديم كه پليسه با حال بود

 

اينم خوش شانسي هاش بود

همه چيز رو ميشه خوب ديدblooba_014.gif

خدارو شکر

 

ديديد باز كار اضافه شد :

بريم پيش مشتري حرف بزنيم باهاش، كارت سوختو درست كنيم ، بريم واسه بيمه، بعد  پيش پليسه بعد دوباره بيمه

اصلانشم من نميدونم چرا اينجوري شده

فقط ميخوام تموم بشن كارا

دلم ميخواد  بريم جاده چالوس بازي خوب

اصلانشم الان غرغرم مي آدblooba_017.gif

 

انگار نه انگار خودم اون بالا الان گفتم همه چيزو ميشه خوب ديدا نميدونم چلافه شدمblooba_020.gif

 

 

ولش كن اينا رو

حالا شعر عشقولانه مينويسم:

                                              

 

يه خسرو دارم شاه نداره

صورتي داره ماه نداره

از خوجلي تا نداره

به كسي نشونش نميدم

 به همه كسونش نميدم

شاه بياد با لشكرش وزير بياد با نوكرش

بازم نشونش نميدم  به كسي نشونش نميدم

يو ها ها ها ها

خسرو  من رفيق من هم نفس شفيق من
نگين انگشتر من عقيق من عقيق من
خسرو  من يار منه  همدم شبهاي منه

 تو اين گلستون جهان نو گل بي خارمنه

مهربونه يار منه

گوگولي موگولي منه

هي هي

 

خسرو جونمي مرسي  كه اون شب  مريضو بودم كنارم بودي

                                                                                  

خسرو جونمي ميدوني

من با تو خوشبخت ترينم

دوستت دارم مهربون ترين  blooba_018.gif

 

 

 


 
نويسنده ستاره

 


شروع دوباره ...
ارسال شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 - 21:32
 

 

 

سهلام

 

بعد يه عالمه روز قشنگ حالا وقت ثبت خاطراته

امسال براي اولين بار كنار سفره هفت سين دستام تو دست كسي بود كه همه زندگيمهblooba_018.gif

خيلي حس خوبي بود هر سال گوشي كنارم بود و اس ام اس تبريك سال  امسال خود خودت كنارم بودي

خيلي خوشحال بودمblooba_007.gif

يه عالمه عيدي گرفتم از مامان و بابای خسرو جونمی یه عالمه لباس  و یهدست بند و پول0005.gif

يكيشون از بقيه قشنگتره هديه مامان و باباييمه (عکس)

 

بعدش مهموني بازي ها شروع شد هي برو اينجا هي برو اونجا خسرو جونمم كه گناهي زياد  خونه فاميلامون نيومده بود خسته ميشد0019.gif من پيششش ميموندم تنها نمونه ها ولي خوب نميشد همش بشينم پيشش 

يه روزم من و خسرو جونمي رفتيم خونه مامان و باباييش عيد ديدني و روز سوم مامانيناي خسرو جونمي اينا اومدن خونه ما

خلاصه كه همش مهموني بازي بود 0019.gif

بعد ديگه خسرو جونمي ميخواست بره خونشون كه منم باهاش رفتم  چند روزي اونجا بوديم

بعدش مامانيناي خسرو جونمي رفتن مسافرت و ما تهنا مونديم اونجا يه روز و نصفي  تجربه خوشگلي بودblooba_008.gif0005.gif

البته بعدش ماماني من كوفتمون كرد و اشكمونو در اوردblooba_019.gifblooba_019.gif كه تنها خاطره بد تو تعطيلات همون بود

دوست ندارم تعريفش كنمblooba_010.gif

 

روز 10 فروردين هم رفتيم شمال دومين سفر شمالمون كه خيلي خوش گذشتblooba_007.gif

اولين بارش هنوز عقد نبوديم و صيغه محرميت خونده بوديم خيلي خوش گذشت بهترين سفرمون بود

اين بارم خيلي خوش گذشت ولي  روز اول هوا سررررررررررد بود يه عالمه   ولي با حال بود توي ساحل با خسرو جونمي بدو بدو كرديم و خنديديم و يواشكي blooba_015.gif

يه عالمه عكسم گرفتيم

خيلي خوب بود يه روزم رفتيم جنگل و بدمينتون بازي كرديم

بعد بحث شد كه 13 ام برگرديم يا 14

من و خسرو جونمي ميگفتيم 14 بابا ميگفت 13 آخر ما پيروز شديم

و اولين سيزده بدر متاهليمون رو تو جنگل سي سنگان و بعد كنار دريا به در كرديمblooba_014.gif

 

حالا داريم به بخش هيجان انگيزش ميرسيم

فرداي روز سيزده بدر اگه گفتين چه خبر بود؟

نميدونيد اي بابا ..............

 

سومين سالگرد خواستگاري ديگه0021.gifblooba_001.gif

هووووووووووووووووووووووووووووووووررررررررررا

14 فرودين 86 خواستگاري اينترنتي و نا باوري من از  رسيدن به يه آرزوي محال

14 فروردين 87 خواستگاري رسمي و اومدن خسرو جونمي به خونه ما

14 فروردين88  من تو ماشين كنار خسرو تو جاده هراز 

آخــــــــــــــي كجان اون ستاره و خسرو سال 84 كه هنوز  شناختي از هم نداشتن

يا ستاره و خسرو سال 85  دو تا همدم و سنگ صبور  واسه غماي هم ديگه اصلا اون موقع فكرشم ميكردن كه بشن يار و همسر همblooba_018.gif

و كجان ستاره و خسرو سال 86 كه با اميد و نگراني به آينده نگاه ميكردن آينده اي كه اگه اينجوري رقم نميخورد جفتشون دق ميكردن هنوزم باورم نميشه به قول خسرو جونمي حتي اگه يه نفر اين سرنوشتو برامون تعريف كنه باورش نميكنيم

ولي قدرت خدا و عشقه كه كمك ميكنه

 

آخــــــــي يادش به خير پارسال همين جا كه نشستم و دارم تايپ ميكنم روز خواستگاري  خسرو نشسته بود و داشتيم با هم حرف ميزديم از آينده و ضبط ميكرديم و اميدواريمون بيشتر شده بود( وقایع خواستگاری)

يادش به خير كه ميگفتيم فكر كن خسرو تو از پشت مانيتور اومدي اين طرف پيش من

واي خدايا شكرت

 

چه روز و ساعتايي بعد از اون روزا اومدن چه تجربه هاي قشنگ و شيريني اومدن و هر روز و هر روز عشق بيشتر

خسرو  جونمي مهربونمي دوستت دارممرسي كه برام يه دنيا قشنگ ساختي

 

خداجونم تو اين سال جديد ازت ميخوام بيشتر از قبل كمكمون كني تا بتونيم مستقل بشيم و بريم خونه خودمون

كمكمون كن كه شاداب تر و عاشق تر از پارسال با انرژي بريم جلوblooba_009.gifblooba_021.gif

خدا جونم دوستت داريم

خسرو جونمي مهربونمي دوستت دارم

 

پ. ن: اون بالایی ها ما بیدیم

 

 

 


 
نويسنده ستاره